یکشنبه، 31 خرداد، 1405

ما را در فضای مجازی دنبال کنید

previous arrow
next arrow
Slider

خاطرات محمدى كيادهى با مرحوم عزت الله دامادى و تصاويرى از مراسم سالگرد فوت آن مرحوم

به مناسبت پانزدهمین سالگرد وفات مرحوم حاج عزت الله دامادی ـ نماينده فقید مردم ساری در مجلس شورای اسلامی ـ پای سخنان و خاطرات محمدی کیادهی نشستیم.

به مناسبت پانزدهمین سالگرد وفات مرحوم حاج عزت الله دامادی ـ نماينده فقید مردم ساری در مجلس شورای اسلامی ـ پای سخنان و خاطرات محمدی کیادهی نشستیم.

سال 58، از طریق حاج عباس صفری که یکی از انقلابیون ساری بود؛ با مرحوم دامادی آشنا شدم. در آن زمان او 28 ساله و متأهل بود من اما 16 ساله و مجرد بودم. در اکثر جلسات اوایل انقلاب او را فعال می دیدم، ما خیلی زود با یکدیگر دوست شدیم. در آن سال ها به علت حضور در جبهه ها و شرایط سخت جنگ، دیدارمان کمرنگ شد. پس از اولین مجروحیت من در دفاع مقدس، به ناچار در پشت جبهه مسئولیت انجمن های اسلامی شهر و روستا و ادارات و کارخانجات در سازمان تبلیغات اسلامی را بر عهده گرفتم و مرحوم دامادی، مسئول کمیته انقلاب اسلامی شهرستان ساری بود و این شرایط شغلى باعث شد که مجدداً ارتباط بیش تری با یکدیگر داشته باشیم.
بعد از چندی، مرحوم دامادی از سوی استانداری مازندران، به عنوان شهردار ساری انتخاب شد و از من تقاضا کرد که در كنار او در این نهاد فعاليت و همکاری کنم. فعالیت من در آن ایام بیشتر فرهنگی بود و در سازمان تبلیغات ساری هم دارای مسئولیت بودم، به همین دلیل موافقت نکردم ولی پس از اصرار مکرر مرحوم حاج عزت الله و با وساطت آیت الله معلمی ـ رئیس سازمان تبلیغات ـ و ـ حاج آقا صفری ـ معاونت آن سازمان ـ به شهرداری ساری منتقل شدم. در بدو ورود به شهرداری، آن نهاد فاقد اداره روابط عمومی بود که با تأسیس این اداره در شهرداری ساری، بنده موسس اولین روابط عمومی شهرداری شدم.
شهرداری ساری همچنین فاقد اداره حراست بود که با ایجاد اداره امور محرمانه که اکنون حراست خوانده می شود؛ اوضاع امور محرمانه آن نهاد را نیز سر و سامان دادم. در آن زمان به دلیل این که مجرد بودم به صورت شبانه روزی به شهرداری و مردم خدمت می کردم و گاهی در نمازخانه استراحت کرده و شب را به صبح می رساندم.
مرحوم دامادی بسیار فعال و پرکار بود و با دلسوزی زیاد به مردم خدمت می کرد. آن مرحوم معتقد بود باید به مردم صادقانه خدمت کرد و به قشر ضعیف توجه ویژه داشت. از سوی دیگر شرایط سخت جنگی و فشار اقتصادی، سبب شده بود، که فعالیت شهرداری و شهرسازی در همه ی شهرداری های کشور، اندک و حتی متوقف شود و حتی بسیاری از امکانات لجستیکی شهرداری ها و نیروهای خدماتی آن ها در اختیار جبهه ها قرار گیرد؛ از این رو مرحوم دامادی اولین ستاد کمک رسانی و پشتیبانی شهرداری های استان را به کمک بنده و مرحوم هزار جریبی ـ شهردار گرگان ـ تشکیل داد و مسئولیت دبیرخانه آن را به من واگذار کرد.
در چنین شرایطی مرحوم دامادی توانست چند پروژه بزرگ از جمله ساخت بازار روز راهبند، ساخت ترمینال دولت، احداث پارک آفتاب (دامادی)، تعریض معابر و میادین و نهضت بتن کردن مناطق محروم را آغاز کرد که قابل تحسین است.
من و مرحوم دامادی از صبح با یکدیگر فعالیت مان را آغاز می کردیم و تا پاسی از شب با یکدیگر بودیم. صبح ها قبل از نماز با مرحوم دامادی جلوی درب منزل مان در کنار امام زاده یحیی قرار داشتیم و گاهى با یکدیگر برای سرکشی کارگران خدمات شهری می رفتیم؛ هنگام اذان صبح هم در مسجد جامع و دیگر مساجدی که نماز صبح در آن برپا بود، نماز صبح را می خواندیم و به اتفاق به کله پزی حاج باباجان در ابتدای راهبند می رفتیم و پس از صرف صبحانه به محل کار رفته و فعالیت روزانه را ادامه می دادیم. صمیمت ما آنقدر بود که در مسائل مختلف با یکدیگر به یک اعتقاد رسیده بودیم و در واقع یک روح در دو بدن بودیم. بعد از چندی مرحوم دامادی برای نمایندگی مجلس شورای اسلامی داوطلب شد و به همراه مرحوم آیت الله شجاعی که دور دوم نمایندگی شان محسوب می شد؛ در این عرصه ائتلاف کرده و پیروز شدند. در آن روزها بنده مسئول دفتر مرحوم آیت الله شجاعی هم بودم و با پیروزی هر دو بزرگوار، مسئولیت دفتر دو نماینده ساری را در یک مکان به عهده گرفتم. ایجاد دفتر مشترک نمایندگان ساری برای اولین بار اتفاق افتاد و بعد از آن ها دیگر تکرار نشد.
در ادامه مسئولیت های بنده و مرحوم دامادی رفاقت و همکاری های ما همچنان ادامه داشت. تا این که مرحوم دامادی خواهرم را برای برادرش خواستگاری کرد و این امر باعث پیوند خویشاوندی و محکم تر شدن رابطه ی دوستی بنده با آن مرحوم شد.

بنده در طول خدمت و مسئولیتم برای همکاری با آن دو نماینده ی مرحوم و بزرگوار، هرچه در توان داشتم، به کار گرفتم زیرا آنان را مصداق خدمتگزاران واقعی مورد تأکید امام (ره) می دانستم؛ البته هزینه ی این خدمت را پرداخته ام زیرا این عزیزان هم مانند سایر افراد سیاسی ـ اجتماعی، دارای خط مشی بودند که این باعث به وجود آمدن رقیبان و مخالفان بود. این تضاد فکری و تفاوت خط مشی طبیعتاً اطرافیان این بزرگواران را نیز متأثر می کرد. شاهد این ادعا، تنبیه بدنی توسط دوستان رقیب در مسجد جامع ساری است که البته مصداقی کوچک محسوب مى شود. در هر صورت کاری که اعتقادی و دلی و منطبق با اصول و معیارهای انقلاب و اسلام صورت گیرد؛ نیازمند پرداخت هزینه است که آن نیز سرمایه محسوب می شود و لذت بخش است.
گفتنى است آنچه از این وادی برای من می ماند، خدمت صادقانه و منطبق با اصول و ارزش های نظام و انقلاب است و حاصل همه ی این سال ها کوله باری خاطره تلخ و شیرین از این بزرگواران است که هر گز از صفحات تاریخ ساری و همچنین اذهان مردم و بنده پاک نخواهد شد.
پروردگار روح هر پنج نماینده فقید شهرستان ساری، خصوصاً مرحوم عزت الله دامادی را قرین رحمت و شادی بفرماید، انشاءالله.

-